حمد الله مستوفى قزوينى

283

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى )

خلافت امير المؤمنين الراشد باللّه جعفر بن المسترشد هشت ماه 1 پس از قتل مسترشد نامدار * به بغداد شد پور او كاردار بدى جعفرش نام و اندر مهى * لقب يافت راشد به فرماندهى ز كين پدر نام سلجوقيان * ز خطبه فگند اندر او آن زمان هواخواه سلجوقيان ز آن ديار * ز بيمش گريزان شدند بادوار 5 سپه راست مىكرد راشد كه كين * بخواهد ز سلجوقيان اندرين وز اين روى مسعود سلجوقيان * بر آهنگ پيكار او شد روان كه از خطبه نامش بيفگنده بود * به پيكار او نيز پوينده بود چو احوال مسعود راشد شنيد * به خود در توانِ نبردش نديد همان روز مسعود رفت اندرو * خليفه از آن شهر شد راهجو « 1 » 10 به موصل روان شد كز آن جايگاه * سپاه آورد ز او شود رزمخواه به موصل بكشتند ياور ورا * به سوى مراغه شد آن پيشوا پدر را زيارت در او كرده زود * به ملك سپاهان روان شد چو دود مگر ز آن ز سلطان كشد انتقام * كند اندر آنجا خرابى تمام سپاهانيان ز او شدند جنگجو * مر آن شهر را كرد محصور او 15 فدايى ملحد در اثناء آن * تبه كرد ناگاه او را همان شب قدر بُد پانصد سال و سى * كه كردش تبه ملحد از ناكسى يكى سال و بر سر شده چار ماه * پس از قتل مسترشد او بود شاه ولى در حقيقت بُدى هشت ماه * شهى و بزرگى در آن جايگاه

--> ( 1 ) ( ب 9 ) . سب : ازان راه شد .